پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
273
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
مىكند و گاه با تشبيهاتى كه معنى آنها ارجاع به آنچه به صورت مفاهيم گفته شده است دارد . تمثيل نه براى نفس تمثيل جستجو مىشود و بسط داده مىشود و نه مستقل از ارجاع آن به مفهوم است ، زيرا ما ديگر در سطح خيال نيستيم ، بلكه در سطح تجربهايم . انديشهء نورى پيوسته از پوششى استعارى به بيانى به زبان انتزاعى در حركت است : گاه گفتار تمثيلى را به مفاهيم انتزاعى برمىگرداند و گاه تمثيل محتواى مفاهيم را جامهء مثل مىپوشاند ؛ بااينهمه مهمترين جايگاه به گفتار تمثيل داده مىشود ، و همين امر است كه اين رساله را در ادبيات تصوّف اين عصر مميّز مىگرداند . الف . تعاريف مقدّماتى نورى رسالهء خود را با توضيح عنوانى كه به آن دادهاست ، يعنى مقامات القلوب ، آغاز مىكند . اين عنوان نشان مىدهد كه رسالهء او در چه مسيرى بسط مىيابد . از يك سو مقامات است و از سوى ديگر قلب . صوفيان مراحل مختلف تجربه يا منازل مختلف سير روحانى را مقامات مىنامند : اين مراحل « مقامات » است ، زيرا صفت « مقامات » داشتن مدّت است كه صوفى را مجبورمىكند كه يكچند در مرحلهاى پيش از گذشتن به مرحلهء ديگر متوقف كند ، بر خلاف « احوال » كه آن نيز مراحل تجربه است ، منتها تجربهاى كه از ارادهء صوفى بيرون است و با آهنگ غيرقابل پيشبينى حاصل مىشود ، آهنگ ديدارهاى الهى كه مانند برق سريع و زودگذر است . نورى همگى اين تجربه را در قلب جاى مىدهد كه آن را جايگاه « مقامات » مىداند . براى او انسان روحانى به قلبش خلاصه مىشود ، و به اين ترتيب انسانشناسى براى او نوعى قلبشناسى روحانى مىشود كه اصول و خطوط كلّى آن از قرآن گرفته شده است . مىنويسد : « مقامات دلها چهار است ، از آن روى كه خداى تعالى دل را به چهار نام ناميده است : صدر ، قلب ، فؤاد و لبّ . اما صدر جايگاه اسلام است ، چنان كه در قرآن آمده است : أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ : آيا كسى كه خدا صدرش را به روى اسلام گشوده است [ در نور پروردگار خويش نيست ؟ ] ( زمر ، 22 ) ؛ قلب جايگاه ايمان است ، چنان كه مىفرمايد : وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ : : و لكن خداوند ايمان را محبوب شما ساخت و آن را در دلهاى شما بياراست ( حجرات ، 7 ) ؛ فؤاد جايگاه معرفت است ، چنان كه مىفرمايد : ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى : دل آنچه را ديد دروغ نشمرد ( نجم ، 11 ) ؛ و لبّ جايگاه توحيد است ، چنان كه مىفرمايد : لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ : نشانههايى است صاحبان لبّ را ( آلعمران ، 190 » . « 20 » در تفسير منسوب به امام جعفر صادق ( ع ) چنين خوانديم : « صدر جايگاه تسليم ، قلب
--> ( 20 ) . نقل از ترجمهء ذكاوتى ، پيشگفته ، ص 93 .